معمولا پایانهای احساسی، بهترین پایان های بازی به حساب میآیند اما ما در اینجا تصمیم دیگری گرفتیم؛ سعی کردیم بر اساس چند معیار مهم مانند انسجام موضوعی، شخصیتپردازی، تاثیر احساسی و پیوند پایان بازی با گیم پلی آن، یک فهرست دقیق و حرفهای از بازی هایی تهیه کنیم که میتوانند در نهایت باعث شوند راضی از پشت سیستم بلند شوید. در ادامه به معرفی 15 تا از بهترین پایان بندی ها در بازی میپردازیم.
بازی هایی که بهترین پایان را دارند
بهترین پایان لزوما غمانگیزترین، غیرمنتظرهترین یا پیچیدهترین پایان نیست. گاهی یک پیروزی با شکوه، گاهی یک خداحافظی دوستداشتنی، گاهی حل شدن هوشمندانه معماهای داستان و گاهی حتی یک پایان ساده و امیدوارکننده میتواند تجربهای کامل و به یاد ماندنی بسازد. بازی هایی که معرفی میکنیم به این شکل هستند.

15- BioShock
- سال انتشار: 2007
- سازنده: 2K Games
- هشدار اسپویل
امتیاز: 8.6/10
و خانوادهای که از اعماق اقیانوس شکل گرفتند
بهترین پایان ها در بازی – این قسمت: بایوشاک
ماجراجویی جک در شهر زیرآبی رپچر از یک سقوط هواپیما آغاز شد و به کشف حقیقتی رسید که تمام تصورمان از اختیار و اراده را زیر سوال برد. در حالت بهترین پایان بازی، جک، شهر رپچر و قدرتی را که میتوانست به دست بیاورد رها میکند و دختران Little Sister را همراه خودش به سطح زمین میبرد.
در این حال تصاویر کوتاهی از آینده آنها میبینیم؛ بزرگ شدنشان، درس خواندن، ازدواج کردن و تشکیل خانوادهشان را میبینیم. به سالها بعد میرویم و جک را پیر و سالخورده میبینیم. او در بستر مرگ است اما تنها نیست؛ همان دخترانی که روزی در شهری تاریک و ویران زندانی بودند، حالا در کنارش هستند و دستش را گرفتهاند. این لحظه از آن پایان های خوشی است که هر کسی برای داستانش آرزو میکند؛ یکی از بهترین پایان بازی ها در کل تاریخ ویدیوگیم.
حالا جک آرام است. او شاید صاحب رپچر نشده باشد اما چیزی به دست آورده که دهها بار ارزشمندتر است: یک خانواده.
چرا ما بایوشاک را در بین بهترین پایان بندی تاریخ بازی ها آوردهایم؟
در حالت بهترین پایان بازی برای BioShock، یعنی نجات دادن دختران و به آرامش رسیدن جک، لحظات احساسی بسیار تاثیرگذاری وجود دارد که بایو شاک را به یکی از بهترین پایان های بازی در کل صنعت تبدیل میکند؛ چون پایان این بازی میتواند داستانی که قرار بود درباره کنترل، طمع و سو استفاده از دیگران باشد را به یک نتیجه اخلاقی و انسانی ختم میکند.
جالب این که کن لوین، کارگردان بازی، بعدها گفت که در ابتدا قصد نداشت بازی، چنین پایانهای متفاوتی داشته باشد اما او این تصمیم را گرفت و اتفاقا توانست با ساختن دو مسیر تصمیمگیری برای بازی، آن را به عنوان یکی از بهترین پایان بندی بازی ها مطرح کند.

14- God of War
امتیاز: 8.9/10
بهترین پایان بازی ها: این بار نوبت خدای جنگ است
بالاخره کریتوس و آترئوس پس از یک سفر طولانی به مقصد میرسند. آنها بعد از جنگیدن با خدایان، عبور از قلمروهای مختلف و پشت سر گذاشتن اختلافهایی که بارها رابطه پدر و پسریشان را به خطر انداخته بود توانستند وارد یوتونهایم شوند.
قرار بود این فقط سفری برای پخش کردن خاکستر فی از بلندترین قله باشد؛ آخرین خواسته همسر کریتوس و مادر آترئوس. اما در میان نقش و نگارهای غولها، حقیقتی بزرگ آشکار میشود. فی یکی از آن غولها است!

نقشهای روی دیوار نشان میدهند که بخش زیادی از سفر آنها از قبل پیشبینی شده بود. کریتوس حتی یک نگاره از سرنوشت احتمالی خودش میبیند که او را نگران میکند اما سعی میکند آن را از آترئوس پنهان کند.
سرانجام پدر و پسر به بالای کوه میرسند و خاکستر فی را در باد رها میکنند. بعد از تمام آن نبردهای عظیم، بازی با لحظهای آرام تمام میشود؛ لحظهای که پدر و پسری خسته، بالاخره به خواسته کسی که دوستش داشتند عمل کردهاند. اینجا همان لحظهای است که بازیکنان میگویند این پایان گاد آف وار، بهترین پایان بندی بازی ها در کل ادوار است.
چرا بازی خدای جنگ از بهترین پایان های بازی تاریخ است؟
پایان بازی گاد آف وار انسجام خوبی با سایر بخشهای داستان ایجاد میکند و میتواند در نهایت یک معنا برای ماموریت اصلی بازی و رابطه پدر-پسری کریتوس و آترئوس بسازد. این رابطه به یک نقطه عطف در بازی تبدیل میشود و ما به عنوان بازیکن به خوبی متوجه میشویم که دیگر قرار نیست آن رابطه قدیمی و نه چندان صمیمی را شاهد باشیم بلکه به یک نقطه تازه رسیدهایم.
کریتوس که در ابتدای داستان به سختی میتوانست احساساتش را بروز دهد، حالا یاد گرفته ارتباط نزدیکتری با پسرش ایجاد کند. بهبود رابطه این دو شخصیت، یکی از دلایلی است که باعث میشود God of War به جمع بهترین پایان بندی تاریخ بازی ها بپیوندد و ماندگار شود.
نقطه قوت اصلی پایان بازی خدای جنگ، تعادل میان جمعبندی احساسی و گسترش جهان داستان است. البته همین ویژگی یک ضعف هم به همراه دارد: بازی با افشای سرنوشتهای احتمالی آینده، پرسشهای تازهای ایجاد میکند و بخشی از تاثیرش را به ادامه مجموعه وابسته میسازد. همچنین نتیجه نهایی به انتخابهای بازیکن وابسته نیست و بیشتر در قالب روایت سینمایی ارائه میشود ولی با وجود همه این نکات، یکی از قویترین و بهترین پایان های بازی است که میتوانستیم تجربه کنیم.

13- The Legend of Zelda: Ocarina of Time
- سال انتشار: 1998
- سازنده: Nintendo
- هشدار اسپویل
امتیاز: 9.0/10
پایان های ماندگار بازی های داستانی: یک بازی فراموشنشدنی دیگر
بعد از عبور از سیاهچالها، جمع کردن مدالهای دانایان و مبارزه با گانون، بالاخره سرزمین هایرول از تاریکی نجات پیدا میکند. دانایان، گانون را مهر و موم میکنند و مردم، پیروزی را در سراسر سرزمین جشن میگیرند اما ماجراجویی لینک هنوز تمام نشده.
پرنسس زلدا تصمیم میگیرد او را به دوران کودکیاش برگرداند؛ به زمانی که زندگیاش هنوز زیر سایه جنگ و سرنوشت قرار نگرفته بود. لینک دوباره شمشیر Master Sword را در جایگاهش قرار میدهد و به روزهای کودکی باز میگردد.

پایان داستان بازی، او را در حیاط قلعه و مقابل زلدای جوان نشان میدهد؛ همان جایی که زمانی جای ماجراجویی بزرگسالیشان بود. دو شخصیت دوباره روبهروی هم ایستادهاند اما این بار لینک تجربههایی دارد که دیگران هنوز از آنها خبر ندارند.
یکی از دلایلی که The Legend of Zelda: Ocarina of Time را در لیست بهترین پایان های تاریخ بازی های ویدیویی آوردیم این است که انگار پس از یک سفر طولانی، دوباره به همان جایی بر میگردیم که از آن شروع کرده بودیم؛ با این تفاوت که دیگر همان آدم قبلی نیستیم.
چرا این نسخه از بهترین پایان های تاریخ بازی های ویدیویی است؟
Ocarina of Time یکی از نمونههای برجسته و از پایان های ماندگار بازی های داستانی است. این بازی یک پایان بندی کلاسیک دارد: شکست دشمن نهایی، نجات جهان و بازگشت قهرمان به خانه، همگی عناصر شناختهشده داستان های قهرمانی هستند اما بازی با استفاده از مفهوم سفر در زمان، معنای متفاوتی به آنها میدهد و کمک میکند تا یک پایان متفاوت و به یاد ماندنی را شاهد باشیم.
این پایان همچنین با ساختار کلی بازی هماهنگ است، چون رفت و آمد میان کودکی و بزرگسالی از ابتدا یکی از عناصر اصلی گیمپلی بود که در انتها به صورت ساختاری منسجم حفظ شد و به پایان بندی خوب بازی کمک کرد. در نهایت باید گفت درست است که Ocarina of Time از پایان های ماندگار بازی های داستانی است اما در مقایسه با بازیهای جدیدتر، پرداخت احساسی شخصیتها محدودتر است و بازیکن در تعیین نتیجه نهایی اختیار چندانی ندارد. البته خوب است این را هم در نظر بگیریم که با گذشت این همه سال از زمان عرضه، ماندگاری تاریخی و جمعبندی تمیز داستان از مهمترین عواملی هستند که باعث میشوند Ocarina of Time در فهرست بهترین پایان بازی ها حضور داشته باشد.

12- Mass Effect 2: از پایان های ماندگار بازی های داستانی
- سال انتشار: 2010
- سازنده: Electronic Arts
- هشدار اسپویل
امتیاز: 9.1/10
بهترین پایان بازی ها: ماموریتی که قرار نیست همه از آن زنده برگردند
سفینه Normandy آماده عبور از Omega-4 Relay میشود. قرار نیست ماموریت سادهای در پیش رو داشته باشیم. یک تصمیم اشتباه میتواند به قیمت جان کسی تمام شود که شاید یکی از شخصیتهای محبوبمان بوده است.
حجم زیاد هیجان، حساسیت در تصمیمگیری و تعیین سرنوشت کاراکترها عوامل موثری هستند تا Mass Effect 2 را به سادگی وارد فهرست بهترین پایان های تاریخ بازی های ویدیویی کنند؛ پس میتوان این طور نتیجه گرفت که Mass Effect 2 بهترین پایان در بازی های ویدیویی را ندارد چون داستان فوقالعادهای دارد بلکه از ابتدا همه تلاشش را کرده است تا در پایان، تجربه بازیکن به انسجام و همگرایی برسد.
اصلیترین ویژگی پایان Mass Effect 2، تبدیل تصمیمهای چند ده ساعت گذشته به پیامدهای ملموس است. ماموریتهای وفاداری، ارتقای سفینه و شناخت تواناییهای شخصیتها همه به نتیجه نهایی ارتباط دارند. این طراحی کاری میکند که بازیکن احساس کند واقعا فرمانده گروه است و موفقیت یا شکست اعضای تیم تا حدی به تصمیمهای خودش بستگی دارد.
البته همه پیامدها به یک اندازه قابل پیشبینی نیستند و بعضی از قواعد پنهان بازی ممکن است باعث مرگ شخصیتها شوند؛ معمولا این مواقع از آن جاهایی است که احتمالا شوکه میشوید چون انتظارش را نداشتید. همه این عوامل ساختاری را برای بازی شکل میدهند تا ما در پایان خوشحال و خوشنود از تجربه Mass Effect 2 باشیم.

11- Uncharted 4: A Thief’s End
- سال انتشار: 2016
- سازنده: Naughty Dog
- هشدار اسپویل
امتیاز: 9.2/10
بهترین پایان بازی ها: خداحافظی با نیتن دریک
بعد از سالها بالا رفتن از صخرهها، پیدا کردن شهرهای گمشده، فرار از انفجارها و کشف گنجینههای افسانهای، بالاخره نوبت خداحافظی با نیتن دریک میرسد. این بار در Uncharted 4: A Thief’s End نیتن باز هم خودش را در دردسری میاندازد که ممکن است همه چیزش را ازش بگیرد.
ولی او نیتن است و به این راحتیها پا پس نمیکشد. او از این ماجرا جان سالم به در میبرد و به خانه بر میگردد؛ با الینا تصمیم میگیرند به جای این کارها، یک زندگی معمولی را شروع کنند و آرام زندگی کنند. سالها بعد، دخترشان در اتاق زیرشیروانی تصاویر و آثار گذشته پدرش را کشف میکند و پی به ماجراجوییهای والدینش میبرد.
بهترین پایان در بازی های ویدیویی از نگاه طرفداران
موفقیت پایان Uncharted 4 آنجایی رقم میخورد که سازندگان به خوبی در مییابند که داستان نیتن دریک دیگر نباید صرفا درباره پیدا کردن گنج باشد. در طول بازی، نیتن با این پرسش روبهرو میشود که آیا میتواند از هیجان ماجراجویی دست بکشد و مسئولیت زندگی مشترکش را بپذیرد یا نه. گنج ایوری در نهایت به نمادی از همان وسواس تبدیل میشود که شخصیتهای زیادی را نابود کرده است.

رابطه نیتن و سم نیز به داستان عمق بیشتری میدهد. سم یادآور گذشتهای است که نیتن نمیخواهد از آن جدا شود اما نیتن در نهایت باید میان ادامه دادن یک ماجراجویی خطرناک و حفظ زندگی که ساخته، تعادل را پیدا کند. آنچارتد به جای آن که فقط نمایش یک شکست یا پیروزی در شکار گنج باشد، این تغییر را به نتیجه میرساند.
بسیاری پایان بندی آنچارتد را بهترین پایان در بازی های ویدیویی میدانند چرا که فکر میکنند درس بزرگی از آن آموختهاند: بازی به ما یادآوری میکند که رشد شخصیت گاهی نه در پیدا کردن چیزی تازه، بلکه در فهمیدن چیزهایی است که از قبل داریم.

10- Shadow of the Colossus
- سال انتشار: 2005
- سازنده: Team Ico
- هشدار اسپویل
امتیاز: 9.26/10
واندر همه این مسیر را فقط با یک انگیزه پشت سر گذاشته بود: بازگرداندن مونو به زندگی.
پایان های ماندگار بازی های داستانی : پایان واندر
غولهای عظیمی را شکست دادیم، از دشتها و کوهها عبور کردیم اما هر بار بعد از پیروزی، بخشی از وجود واندر تاریکتر شد. درست زمانی میفهمیم چه بهایی پرداختیم که آخرین غول را کشتهایم و به پایان رسیدهایم. آگرو، اسب وفادارمان که فکر میکردیم از بین رفته، لنگلنگان به معبد بر میگردد. مونو کنار حوضچه میرود و یک نوزاد با شاخهای کوچکی پیدا میکند؛ نوزادی که نشانههای واندر را دارد. مونو، نوزاد و آگرو به باغ سرسبز بالای معبد میروند و بازی در آرامشی عجیب تمام میشود. واندر به هدفش رسید… اما نه به شکلی که خودش یا ما انتظار داشتیم. تصویری که ما در آخر میبینیم از بهترین پایان بندی تاریخ بازی ها است.

پایان داستان بازی Shadow of the Colossus نباید جور دیگری رقم میخورد؛ یکی از بهترین نمونههای داستانگویی با تصویر و گیمپلی است و یکی از تاثیرگذارترین پایان بازی ها است.
ما در بازی مدام به کشتن غولهای بیشاخ و دم تشویق میشویم اما هر چه بیشتر در این مسیر پیش میرویم به جای این که حس بهتری داشته باشیم و احساس پیروزی کنیم، بهای سنگین کارهایی را که کردهایم حس میکنیم. در واقع دیگر مطمئن نیستیم که کار درستی کردهایم یا نه. مطمئن نیستیم آیا همه آنهایی که کشتهایم واقعا سزاوار این سرنوشت بودند یا حق داشتیم برای رسیدن هدفمان هر کاری دلمان میخواهد بکنیم؟
بازی در بخش پایانی، کنترل موجود عظیمی را که واندر به آن تبدیل شده است در اختیارمان قرار میدهد. همین کار باعث میشود احساس درماندگی کاراکتر به بخشی از تجربه بازیکنان تبدیل شود. شخصیتها و انگیزههایشان به شکل مینیمال روایت میشوند و بخش زیادی از تفسیر داستان به عهده بازیکن است. همین ویژگیها کمک میکند تا Shadow of the Colossus از یک داستان معمولی فراتر برود و به جایگاه بهترین پایان بازی های ویدیویی دست یابد.

09- The Witcher 3: Wild Hunt
امتیاز: 9.36/10
در The Witcher 3، ما در نقش گرالت به دنبال سیری میگریم؛ سیری دخترخوانده گرالت است و قدرتهای ماورایی دارد. به همین دلیل شخصیت منفی داستان یعنی وایلد هانت هم قصد دارد او را پیدا کند و از قدرتهای سیری برای رسیدن به اهداف شوم خود بهره ببرد.
بعد از ماموریتهای زیادی که برای پیدا کردن سیری انجام میدهیم، بالاخره او را پیدا میکنیم و برای مقابله با وایلد هانت آماده میشویم. در پایان بازی متوجه میشویم که سرنوشت سیری به رفتارهای گرالت در طول بازی بستگی داشته و حالا زمان آن است که عواقب کار خودمان در طول بازی را بپذیریم.

در یکی از پایانهای خوب، سیری از رویارویی با تهدید اصلی جان سالم به در میبرد و تصمیم میگیرد راه گرالت را ادامه دهد و یک ویچر شود. گرالت هم شمشیری برای او تهیه میکند و آن را به سیری میدهد تا داستان زندگی خودش را آغاز کند. (البته این پایان خوب بازی بود. خودتان را برای پایان بد هم آماده کنید.)
چرا ویچر 3 از نظر داستانی یک شاهکار است؟
ویچر 3 داستان بسیار عمیق و پر جزئیاتی دارد و هر ماموریتش یک خط داستانی مجزا و سرگرمکننده است. در مورد پایان بازی هم همین طور است و ما میبینیم که بازی به خوبی میتواند عمق و جذابیتی که در طول داستان ارائه داده است را در پایان هم حفظ کند.
Witcher 3 از بهترین پایان ها در بازی های نقش آفرینی است چون نتیجه کارهایی است که خودمان در طول بازی انجام دادهایم؛ یعنی رابطهای که در طول بازی بین گرالت و سیری شکل گرفته است. رفتار گرالت با سیری روی سرنوشت او تاثیر مستقیم میگذارد و نشان میدهد که انتخابهای بازیکن اهمیت دارند.
از طرف دیگر، داستان به سیری اجازه میدهد مسیر خودش را انتخاب کند و فقط شخصیتی نباشد که دیگران باید نجاتش دهند. این موضوع باعث میشود در پایان بازی، ما هم شاهد رشد و گسترش شخصیتهای اصلی هستیم و هم میبینیم که داستان اصلی به خوبی جمعبندی میشود.

08- Red Dead Redemption 1
- سال انتشار: 2010
- سازنده: Rockstar Games
- هشدار اسپویل
امتیاز: 9.46/10
جان بعد از این که تصمیم گرفت با خانوادهاش زندگی آرام و به دور از خلاف را تجربه کند خیلی زود به بنبست خورد و دوباره مجبور شد به کارهای غیر نرمال رو بیاورد. او برای این که بتواند دوباره خانوادهاش را گرد هم جمع کند، مجبور شد برای دولت کارهای انجام دهد. چند مرد دولتی از او خواستند تا یاران قدیمی و اعضای باند خلافکاری را پیدا کند و آنها را بکشد. او هم این کار را کرد اما…
در پایان، جان به مزرعهاش بر میگردد و مدتی در کنار همسر و پسرش زندگی میکند اما ماموران دولتی راحتش نمیگذارند و تصمیم میگیرند تا به او حمله کنند. جان خانوادهاش را فراری میدهد و خودش به تنهایی در برابر سربازان میایستد.

جان به سرنوشت مشابه دوستانش گرفتار میشود و میمیرد اما پسرش راه او را ادامه میدهد. پسرش جک به دنبال سرکرده ماموران دولتی یعنی ادگار راس میرود و او را در دوئل میکشد. اتفاقی که نشان میدهد جک هم وارد چرخه انتقامی شده که پدرش میخواست از آن دور بماند.
تحلیل پایان داستان بازی رد دد 1
پایان داستان Red Dead Redemption حق مطلب را ادا میکند. داستان تلاش جان برای ساختن یک زندگی آرام و جدید را نشان میدهد اما همزمان این پیام را به ما میرساند که این آرامش ابدی نیست و هر لحظه ممکن است فرو بریزد.
جان تمام ماموریتهای دولت را انجام میدهد اما باز هم نمیتواند از گذشتهاش فرار کند. مرگ جان نشان میدهد که تغییر کردن همیشه به معنای رهایی از پیامدهای گذشته نیست. از طرف دیگر، کنترل جک در بخش پایانی و انتقام گرفتن او از راس، داستان را کاملتر میکند؛ چون میبینیم خشونتی که جان میخواست از خانوادهاش دور کند، دوباره به زندگی پسرش باز گشته است.

07- Red Dead Redemption 2
امتیاز: 9.5/10
آرتور مورگان یکی از اعضای گروه داچ است که بعد از یک سرقت ناموفق، همراه بقیه اعضای گروه فرار میکند. با پیش رفتن داستان، مشکلات گروه بیشتر میشود و آرتور هم متوجه میشود که به بیماری سل مبتلا شده است. این اتفاق باعث میشود درباره زندگی گذشتهاش و کارهایی که انجام داده دوباره فکر کند.
پایان داستان بازی رد دد 2 کاملا بستگی به خوب یا بد بودن شما به عنوان بازیکن دارد؛ اگر در طول بازی کارهای خوبی کرده باشید با افتخار و شرافت میمیرید و اگر کارهای بدی کرده باشید، مرگ مانند یک کابوس به سراغتان خواهد آمد. همچنین اگر تصمیم بگیرید تا به جان مارستون کمک کنید او فرصت این را خواهد داشت تا بتواند خانوادهاش را نجات دهد و یک زندگی جدید و بدون خطر را شروع کند.
رد دد 2 – تحلیل بهترین پایان بازی های داستانی و جهان باز
پایان رد دد 2 به معنای پایان آرتور نیست؛ به عقیده طرفداران بازی، آرتور هنوز زنده است و در قلب هوادارانش زندگی میکند. یکی از اصلیترین دلایلی که این ارتباط عمیق و ناگسستنی را بین بازی و بازیکن ایجاد میکند، شخصیتپردازی فوقالعاده راکستار و گره زدنشان در یک داستان پرجاذبه است.
آرتور که در ابتدا بله-چشمگویان داچ بود در ادامه به هدف و حتی هویت خود شک میکند و متوجه میشود که وفاداری به گروه، همیشه تصمیم درستی نیست. او وقتی میفهمد فرصت زیادی برای زندگی ندارد، تلاش میکند حداقل به جان و خانوادهاش کمک کند. این تصمیم نشان میدهد که آرتور میخواهد اشتباهات گذشتهاش را تا جایی که میتواند جبران کند اما متاسفانه دیر است و زندگی به او فرصت کافی نمیدهد.

البته بعضی از منتقدین اعتقاد دارند که معمولا پایانهای احساسی میتوانند نظر مثبت مخاطبان را جلب کنند و در واقع آنها فکر میکنند جایگاه بهترین پایان بندی در بازی ها که خیلی اوقات نصیب رد دد 2 میشود، شایسته این بازی نیست. یکی دیگر از دلایلی که آنها میآورند این است که بازیکن به دلیل ساعات طولانی بازی، با شخصیت آرتور ارتباط برقرار میکند و زمان مرگش، در حال خداحافظی با عادتهایش است نه با شخصیت آرتور! نظر شما چیست؟ آیا واقعا رد دد 2 باید در جمع بازی هایی که بهترین پایان را دارند قرار بگیرد؟

06- The Last of Us 1
امتیاز: 9.61/10
در دنیایی که یک عفونت مرگبار بیشتر انسانها را به موجوداتی خطرناک تبدیل کرده، جوئل مامور میشود دختری به نام الی را به مقصدی امن برساند. در طول این سفر، جوئل به الی وابسته میشود و رابطهای شبیه رابطه پدر و دختری بین آنها شکل میگیرد.
در پایان The Last of Us، جوئل میفهمد که برای ساخت واکسن باید الی را قربانی کنند. او که بعد از مدتها دوباره کسی را مثل دخترش دوست دارد، حاضر نیست او را از دست بدهد؛ پس به بیمارستان حمله میکند و الی را نجات میدهد. بعد هم برای پنهان کردن حقیقت به او دروغ میگوید. وقتی الی از او میخواهد قسم بخورد که دروغ نمیگوید، جوئل قسم میخورد و الی میگوید: «باشه». همین لحظه کوتاه، پایان را ماندگار میکند؛ چون میدانیم جوئل الی را نجات داده اما بهای این نجات شاید از دست رفتن فرصت نجات بشریت باشد.
چرا پایان خوبی دارد؟
پایان The Last of Us به این دلیل تاثیرگذار است که جوئل را مجبور میکند بین نجات الی و احتمال نجات میلیونها انسان یکی را انتخاب کند. او الی را نجات میدهد اما این کار ممکن است شانس ساخت واکسن را از بین ببرد. از طرف دیگر، دروغ جوئل نشان میدهد که نمیخواهد الی را از دست بدهد، حتی اگر برای این کار مجبور شود حقیقت را از او پنهان کند.

نکته مهم این است که بازی به ما نمیگوید جوئل کار درستی کرده یا نه. میتوانیم تصمیمش را درک کنیم و همزمان با پیامدهای آن مخالف باشیم. در نهایت، داستان، رابطه جوئل و الی را به نقطه مهمی میرساند و هم سوالی باقی میگذارد که بعد از تمام شدن بازی هنوز دربارهاش فکر میکنیم: اگر جای جوئل بودیم، چه تصمیمی میگرفتیم؟

05- Portal 2: از بهترین پایان های بازی های ویدیویی
- سال انتشار: 2011
- سازنده: Valve
- هشدار اسپویل
امتیاز: 9.61/10
در Portal 2 در نقش چل قرار میگیریم و باید با استفاده از تفنگ پورتال، معماهای مختلفی را حل کنیم تا از شرکت Aperture فرار کنیم. در نبرد آخر، با باز کردن یک پورتال روی ماه، ویتلی را شکست میدهیم و کنترل مرکز را دوباره به گلادوس میدهیم. گلادوس که از این اتفاق بدش نیامده تصمیمی غیرمنتظره میگیرد. بر خلاف چیزی که انتظار داریم، گلادوس چل را آزاد میکند و او بالاخره از مرکز آزمایشها بیرون میرود. چل وقتی از آن آزمایشگاه خارج میشود با صحنهای مواجه میشود که یکی از بهترین پایان ها در بازی به حساب میآید.
چرا پورتال 2 یکی از بهترین پایان ها در بازی است؟
پایان Portal 2 بسیار خوب است چون داستان را به نتیجه میرساند و هم از مکانیک اصلی بازی برای حل مشکل نهایی استفاده میکند. باز کردن پورتال روی ماه، روشی است که بازیکن در طول بازی آن را یاد گرفته و به واسطه آن هم میتواند ویتلی را شکست دهد. از طرف دیگر، آزاد شدن چل بعد از تمام آزمایشها و اتفاقاتی که پشت سر گذاشته، پایان مناسبی برای داستان او است. حضور گلادوس و شوخیهای پایانی هم باعث میشود بازی حال و هوای طنز خودش را تا آخر حفظ کند. در نتیجه، پایان بازی هم هیجانانگیز است و هم با سبک و داستان آن هماهنگی دارد.

04- Undertale از تاثیرگذارترین پایان بازی ها
- سال انتشار: 2015
- سازنده: Toby Fox
- هشدار اسپویل
امتیاز: 9.62/10
لازم نیست همیشه بجنگیم تا پیروز شویم. میتوانیم برای پیروز شدن، دوست پیدا کنیم.
در بازی Undertale وارد دنیای زیرزمینی هیولاها میشویم و باید راهی برای برگشتن به سطح زمین پیدا کنیم. در طول مسیر با شخصیتهای مختلفی روبهرو میشویم که هر کدام داستان و رفتار خاص خودشان را دارند. نکته مهم این است که برای تمام کردن بازی مجبور نیستیم همه را بکشیم و میتوانیم با آنها دوست شویم. اگر در طول بازی هیچ کدام از هیولاها را نکشیم و مسیر صلحآمیز را ادامه دهیم، در پایان با آسریل روبهرو میشویم و به او کمک میکنیم. بعد از شکستن طلسمی که هیولاها را زیر زمین نگه داشته بود، آنها میتوانند به سطح زمین برگردند و در کنار هم زندگی تازهای را شروع کنند.
چرا پایان خوبی دارد؟
آندرتیل یکی از درخشانترین و تاثیرگذارترین پایان بازی ها را دارد چرا که به ما میآموزد لازم نیست همیشه بجنگیم تا پیروز شویم. میتوانیم برای پیروز شدن، دوست پیدا کنیم.
Undertale یکی از بهترین نمونههای هماهنگی میان مضمون داستان و مکانیکهای بازی است. در بسیاری از نقشآفرینیها، شکست دادن دشمنان مسیر اصلی پیشرفت محسوب میشود اما اینجا بازی از همان ابتدا به ما امکان میدهد بدون کشتن، از نبردها عبور کنیم. شخصیتپردازی نیز به این انتخابها وابسته است. بسیاری از هیولاها در ابتدا دشمن به نظر میرسند اما گفتوگوها و رفتارهایشان نشان میدهد که هر کدام ترسها، عادتها و خواستههای خودشان را دارند.

مهمتر از همه، بازی از بازیکن میخواهد درباره عادتهایش در بازی کردن فکر کند. آیا همیشه لازم است هر چیزی را که مقابلمان قرار میگیرد شکست بدهیم؟ آیا قدرت داشتن به معنای استفاده کردن از آن است؟ Undertale با استفاده از همین پرسشها قادر است به ما درس بیاموزد. آندرتیل پایان خود را به یک نتیجه منطقیِ حاصل از انتخابها، همدلیها و مسئولیتهایمان گره میزند. به همین علتها واقعا یکی از تاثیرگذارترین پایان بازی ها و به شدت به یادماندنی است.

03- Metal Gear Solid 3: Snake Eater
امتیاز: 9.63/10
در Metal Gear Solid 3: Snake Eater در نقش اسنیک قرار میگیریم که ماموریت دارد جلوی یک تهدید نظامی را بگیرد. در طول بازی باید مخفیانه از میان نیروهای دشمن عبور کنیم و با باس، یعنی استاد قدیمی اسنیک، روبهرو شویم. باس در ظاهر به دشمن پیوسته و اسنیک باید او را از بین ببرد.
در پایان داستان بازی، بعد از شکست دادن باس، اسنیک متوجه میشود که او در واقع برای انجام ماموریتی محرمانه و خدمت به کشورش، نقش یک خائن را بازی کرده بود. اسنیک با کشتن استادش ماموریت را به پایان میرساند اما وقتی حقیقت را میفهمد، نگاهش به اتفاقات تغییر میکند. بازی با صحنهای تمام میشود که اسنیک در برابر مزار باس، سلام نظامی میدهد.
چرا متال 3 شایسته تحسین است؟
پایان داستان بازی Metal Gear Solid 3 به این دلیل خوب است که حقیقتی را درباره باس آشکار میکند و نگاه ما به تمام اتفاقات قبلی را تغییر میدهد. در طول بازی تصور میکنیم او به کشورش خیانت کرده اما در پایان میفهمیم که برای انجام ماموریتش مجبور بوده چنین نقشی را بپذیرد.
این اتفاق باعث میشود مرگ او معنای متفاوتی پیدا کند و تصمیم اسنیک برای کشتن استادش سختتر و تلختر به نظر برسد. صحنه پایانی در گورستان نیز بدون نیاز به توضیحات طولانی، احساس اسنیک را نشان میدهد. این پایان هم داستان باس را کامل میکند و هم زمینه تغییر شخصیت اسنیک و تبدیل شدن او به بیگ باس را فراهم میکند. چیزی که این نسخه از بازی را با اختلاف زیادی به بهترین پایان بازی های ویدیویی بین همه نسخه های متال گیر تبدیل میکند.

02- NieR: Automata
- سال انتشار: 2017
- سازنده: PlatinumGames
- هشدار اسپویل
امتیاز: 9.7/10
بعد از پشت سر گذاشتن همه اتفاقات بازی، فکر میکنیم داستان به پایان رسیده اما با شروع تیتراژ، یک مرحله دیگر آغاز میشود. باید با دشمنانی بجنگیم که جلوی حرکت تیتراژ را میگیرند. اگر این بخش را تمام کنیم، بازی از ما میپرسد که آیا حاضریم فایل ذخیرهمان را پاک کنیم تا به بازیکنهای دیگر کمک کنیم یا نه. این انتخاب، پیام اصلی بازی را نشان میدهد: حتی در دنیایی پر از ناامیدی، میتوانیم به دیگران کمک کنیم.
چرا NieR: Automata از بهترین پایان بندی در بازی ها است؟
NieR: Automata پایان را از یک نتیجه داستانی به تجربهای تعاملی تبدیل میکند. پایان بازی صرفا توضیح نمیدهد که شخصیتها دچار چه سرنوشتی میشوند بلکه از بازیکن میخواهد در تصمیمی مشارکت کند که مستقیما به مضمون بازی مرتبط میشود.
نکته مهم این است که بازی بازیکن را مجبور نمیکند معنای مشخصی از اتفاقات برداشت کند. در عوض، انتخاب نهایی را به او میسپارد. حتی اگر درباره فلسفه داستان، اختلاف نظر داشته باشیم باز هم نمیتوانیم این موضوع را انکار کنیم که با یکی از بهترین پایان بازی های داستانی سر و کار داریم.

01- Outer Wilds – عنوان بهترین پایان بازی های داستانی
- سال انتشار: 2019
- سازنده: Mobius Digital
- هشدار اسپویل
امتیاز: 9.88/10
در بازی Outer Wilds نقش فضانوردی را داریم که باید سیارههای مختلف را بگردد و راز تمدن قدیمی نومایها را کشف کند. مشکل اینجا است که هر ۲۲ دقیقه یک بار، خورشید منفجر میشود و زمان دوباره به اول بر میگردد. با هر بار گشتوگذار، اطلاعات بیشتری درباره این اتفاق و هدف نومایها به دست میآوریم تا بالاخره متوجه میشویم که باید چشم جهان را پیدا کنیم. در پایان داستان بازی، با استفاده از اطلاعاتی که جمع کردهایم، به این مکان میرسیم. بعد از اتفاقاتی که آن جا میافتد، کنار مسافران دیگر دور آتش جمع میشویم و موسیقی آنها را میشنویم. در نهایت، جهان به پایان میرسد و بازی، شکلگیری جهانی تازه را نشان میدهد.
چرا عنوان بهترین برای اوتر وایلدز کم است؟
داستان بازی به معنای واقعی کلمه یک شاهکار است. ما این بازی را قبلا در لیست بهترین بازی های داستانی هم مطرح کرده بودیم اما اینجا به طور اختصاصی درباره پایان داستان بازی صحبت میکنیم و میخواهیم ببینیم چرا بهترین پایان بازی های ویدیویی است.
Outer Wilds به این علت بهترین پایان بازی های داستانی را دارد که تمام چیزهایی را که در طول بازی یاد گرفتهایم به ثمر مینشاند. برای رسیدن به پایان، باید اطلاعات سیارهها و راز نومایها را کنار هم بگذاریم و خودمان راه درست را پیدا کنیم. باید کسب تجربه کرده و از تک تک اطلاعات استفاده کنیم.

بازی در آخر به جای این که با شکست دادن یک دشمن تمام شود به ما نشان میدهد که پایان یک جهان میتواند شروع جهانی دیگر باشد. همچنین موسیقی و حضور مسافرانی که در طول بازی با آنها آشنا شدهایم، باعث میشوند تا پایان داستان با تجربهای که پشت سر گذاشتهایم ارتباط داشته باشد که این موضوع به حفظ انسجام با گیمپلی کمک میکند.
بله ممکن است پایان جهان همین قدر قشنگ و با مفهوم باشد.




به نظر من بهترین پایان ، پایان گوست او سوشیما بود
اگه بخوام در مورد بدترین های ممکن بازی ها بگم یکی Red Dead Redemption 2 ، که شخصیت محبوبش آرتور مرد و یکی هم The Last of Us که اونم جوئل مرد و امیدوارم داخل The Witcher 4 که قرار میاد گرالت رو نکشن ، ولی بهترین پایان واقعا برای The Witcher 3 بود
ثبت دیدگاه برای این مطلب
برای ثبت دیدگاه باید وارد حساب کاربری خود شوید
ورود به حساب کاربری